![]() |
![]() |
|
| رباعی های حمیدرضا امینی |
|
سلام و یک دنیا شرمندگی متاسفانه دو سه هفته اخیر دنبال یه سری کارهای عقب افتاده بودم که حتما باید قبل از خدمت سربازی انجامشون می دادم و به همین دلیل شرمنده همه دوستان عزیز شدم. از همه اونایی که توی این مدت سر زدند و نقد کردند ممنونم و شرمنده از این که نتونستم پاسخ محبتشون رو بدم. در ضمن از هفته دیگه سربازی من شروع میشه و این وبلاگ هم به حول و قوه الهی درش تخته میشه بعید میدونم دیگه سربازی رمقی برای ادامه کار بذاره . شاید این آخرین پست وبلاگ من باشه و شاید دیگه هیچ وقت شعر نگم و فقط خواننده شعر باشم. به هر حال از تمام دوستانی که ظرف این چهار پنج ماه به من لطف داشتند کمال تشکر رو دارم و امیدوارم در ادامه زندگیشون موفق باشند.
تا درودی دیگر بدرود
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386ساعت 15:47 توسط حمیدرضا امینی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من حمیدرضا امینی ام متولد شهر شیراز سال 1362 .در ضمن من مهندس مکانیکم (بلا نسبت)
سابقه شعر گفتن من برمیگرده به فروردین ماه سال 1385 یعنی درست وسط پروژه پایان نامم! نمی دونم بعد از 23 سال که چندان علاقه ای به شعر نداشتم و فقط کتاب ادبیات مدرسه و چند تا غزل حافظ خونده بودم، یه دفعه چه هورمونی توی من ترشح شد که منو به سمت شعر گفتن کشوند! دو سه ماهه اول خیلی شور و حال داشتم و تمام قالبهای شعری رو توی شعرام پیاده کردم (غزل، مثنوی، سپید، نو، طرح و....) اما خیلی زود از همه قالبها بدم اومد و شعر گفتن رو بعد از سه ماه ول کردم. شش ماه بعدش یعنی دی ماه 85 اتفاقی چند تا رباعی خوندم و به این قالب به شدت علاقمند شدم. شبی که اولین رباعیمو گفتم وبلاگمو راه انداختم و از اون شب تا زمانی که زنده هستم سعی می کنم هر شب یه رباعی بگم و بذارم توی وبلاگم. باید دید چقدر دوام میارم. 1 ماه 2 ماه 1 سال یا ................ |
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 |
|
RSS
|